1 ماهگیه پسملیم
سلام عزیزای دل مامان اول از همه 1 ماهگیت سانیارم مبارک.
عزیزای دل مامان این روزا زیاد حال خوبی ندارم نمی خوام ناشکری کنم بلکه همیشه خدارو شاکرم.
خیلی این روزا روم فشاره عزیزای من داشتن شما با هم خیلی شیرین ولی واقعا سختیای خودشم داره.سانیار دیروز برای چک یک ماهگیت بردمت پیش دکترت و خدا رو شکر دکتر گفت همه رشدت خوب بوده ولی دکتر گفت پوستت اگزما شده که من خیلی ناراحت شدم آوخه عزیزای من کلا من یک مقدار حساسیتم زیاده رو مریضی های شما
دکتر بهت شامپوی مخصوص و 2تا کرم داد تا هر چه زودتر خوب بشی.
عزیزای من در تمام طول روز واقعا وقتی برای خودم ندارم و همه کاره من شده رسیدگی به شما 2تا و کارهای خونه
تو این وضعیت نیروانا دخترم شما هم بغلی شدی و مدام به پای من میچسبی که بغلت کنم.دخترکم هنوز خیلی نتونستی با سانیار کنار بیای و رو من خیلی حساسی و دوست نداری من کنار برادرت باشم و این کارای من و سخت تر می کنه چون مدام جیغ میزنی و گریه می کنی
.البته نا گفته نماند که برادرت و خیلی دوست داری و کاراش و انجام میدی و مدام بوسش می کنی ولی من و فقط برای خودت می خوای
.الان هم که فصل امتحاناتمه و 2 هفته پشت سر هم امتحان دارم و این فشار امتحاناتم و وقت کمی که دارم اعصاب من و خیلی خورد می کنه و واقعا از خدا می خوام کمکم کنه.از طرفی هم دلدردهای سانیار شروع شده و من به شدت کمبود خواب دارم حتی دخترم تو هم کمبود خواب گرفتی چون از صدای پسرکم بیدار می شی
.نیروانای مامان از همه بدتر اینه که شما هنوز رو پا می خوابی و این کار منو خیلی مشکل می کنه و هر کاری می کنم خودت نمی تونی بخوابی
.
عزیزای من ببخشید اگه باهاتون دردو دل کردم ولی بدونید که مامان میدونه این روزها میگذره و روزهای پر از شادی و با هم بودنمان بدونه هیچ کدوم از این مشکلات بلاخره از راه میرسه.
دوستون دارم قند عسلای مامان...

عکس یک ماهگی سانیار عزیزم:






خنده نازت عزیزم:

خوابیدن دخترکم با عروسکش:








1 ماهگیه پسملیم 



