10 ماهگی
سلام یدونه دختر مامان گل خونم .عزیز دلم اول از همه 10 ماهگیت
مبارک 
...
دختر زرنگم نازم انقدر پشت کار داری که کاملا دیگه راه می ری و من هر جا میریم از ترس اینکه چشم نخوری سنت و بیشتر می گم
.آفرین به دختر زرنگم که این پشت کارت و زرنگیت به خودم رفته
.
عزیز دلم از سرما خوردگی بگم که هنوز نه من و نه شما و نه پدرت کامل خوب نشدیم و با این هوای بدم انتظار دیگه ای نمی شه داشت.
.
الان خبر بد دیگه اینه که هنوز کامل سرماخوردگیت خوب نشده داری دندون در میاری و لثت به شدت باد کرده و شما بی تابی
.شب تو خواب داد می زنی و گریه و من باید تا صبح چند بار از خواب بیدار بشم و رو پا بزارمت تا بخوابی و آروم بشی.فقط از خدا می خوام با این حال بد و بارداریم بهم صبر بده تا به تو عروسکم به خوبی برسم.
نمی دونم چرا سر این یکی بارداریم خیلی تنبل و بی حال و کسل هستم و اصلا روحیم خوب نیست
برعکس سر تو دخترم خیلی فرز و پر انرژی بودم.به غذا زیاد اشتها ندارم و کلا فقط دوست دارم بخوابم یا استراحت کنم
.بی صبرانه منتظرم این 4 ماه باقی مونده هم بگذره و من یه مقدار به خودم برسم و انرژیم دوباره برگرده.
ولی دختر نازم تحمل همه اینا با دیدن تو و زمانی که برادرت هم صحیح و سالم بدنیا بیاد آسون می شه و خستگی از تن من می ره بیرون.جفتتون و دوست دارم عزیزای دلم......



خنده های تو کودکیم را به من می بخشد
و آغوش تو آرامشی بهشتی
و دست های تو اعتمادی که به انسان دارم
چقدر دوستت دارم...





10 ماهگی 
