خبرهای خوب وبد
سلام عروسک نازم میدونم این روزا اصلا وقت نمی کنم بیام برات پست بزارم ولی بدون شرایطی که پیش اومده اجازه نمی ده.دختر نازم اول از همه بگم که من 8 روز که به شدت سرما خوردم و از شانس بد من این سرماخوردگی زمانی اتفاق افتاده که من 2 تا امتحان داشتم و هوا بشدت آلوده شده بیشتر از خودم نگران سانیارم خیلی براش آلودگی بده و من دومین باره که تو بارداریم سرما می خورم.
.عزیزم بدتر از همه اینا اینه که شما هم 3 روز که سرماخوردی و حالت خوب نیست عزیزم از خدا خواستم که هر چه سریع تر خوب بشی آخه این سومین باره که تو زمستون سرما می خوری
.دختر نازم با وجود حال بدم و بارداریم سعی می کنم بهت برسم 3 شبه که خواب نداری و من هم پا به پات بیدارم همه اینها برام تحملش آسونه ولی عزیز دلم دیدن تو با این حال بدترین عداب از خدا می خوام تا تمام شدن این زمستون دیگه سرما نخوری
.
از همه این حرفا که بگذریم 2 تا خبر خوب دارم:اولی اینکه جفتم بالا رفته و دکتر گفت می تونی بری دانشگاه ولی هنوز بایذ رعایت بکنم.الانم تو هفته 20 بارداری هستم عروسک مامان به لطف خدا نیمی از راه بارداریم گذشت و خدارو شکر همه چیز خوب بود.
.
خبری که از همه مهمتر اینه که دختر یکی یدونم 7 دی ماه 1392 راه افتاد و من از دیدن این صحنه که دختر کوچولویی که تا چند وقت پیش دست و پاشم بزور تکون می داد حالا را میره به شدت ذوق زدم و از دیدن این صحنه سیر نمیشم.دختر نازم انقد زرنگ که 10 ماه کامل تموم نشده راه افتاده
.عزیزم امیدوارم در تمام مراحل زندگیت همیشه جلوتر از بقیه پیشرفت کنی.
با هزار تا بوس که برات می فرستم ازت معزرت می خوام که دیر به دیر میام فعلا دختر نازم انقد حالم خوب نیست که بتونم عکس برات بزارم الانم با یه سردرد بد و حال بد دارم برات می نویسم ولی با کلی عکس جدید ازت میام.دوووووووست دارم تک گل خونم


.





خبرهای خوب وبد 
