یه بعد ار ظهر با نیروانا
عزیز دلم امتحانام تمام شده و الان وقتم آزاد تر امروز کلی باهات بازی کردم 
.خیلی خوشحالم که تو رو دارم آخه پدر شبا خیلی دیر وقت میاد و من با وجود
شما از تنهایی در اومدم
.امروز تصمیم گرفتم مرغ اسپایسی برای شام درست
کنم آخه پدر خیلی دوست داره
شمارو امروز تو کریرت گزاشتم و روی اپن
آشپزخانه و شروع کردم برای شما توضیح دادن طرز تهیه بعد با هم رفتیم و با
عروسکات بازی کردیم بعدشم از اونجایی که شما عاشق تلویزیونی برات اول
موزیک گزاشتم و بعد موزیک مورد علاقت (چرا و چیه) الانم کلی خسته شدی و
خوابیدی.امروز دیگه بیرون نبردمت کلی کار تو خونه داشتم ولی روز خوبی و تو
خونه با هم داشتیم
.عاشقتتتتتتتتتتتتتتم عروووووووووووسکم دوست
دارم اینو داد بزنم.
اینم چند تا عکس از امروز:








مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




یه بعد ار ظهر با نیروانا
