حرفای مامان الی برای نیروانا
نیروانای مامان .عزیز دلم.شما الان 120 روز که به جمع 2نفره من و پدر اومدی.زندگی 2نفره ما رو از قبل
قشنگ تر کردی و با اومدنت نام پدر و مادر به ما دادی.تمام تلاش من و پدر عشق ورزیدن به شما و فراهم
کردن یه زندگی ایده ال برای شماست.روزی هزار بار خدا رو بخاطر وجودت شکر می کنم.
نفس مامان از الان تا شروع نشدن ترم جدید دارم کارای تزیین جشن دندونیت و می کنم.آخه با شروع ترم
باید هم درس دانشگاه و بخونم هم می خوام بخونم برای کارشناسی ارشد و دیگه اونموقع وقت ندارم.
قراره جمعه برای اولین بار ببرمت مسافرت نطنز آخه اصالت مادربزرگت از طرف پدرت نطنزی و عمو مهرداد اونجا خونه
جدیدا گرفته برای یک هفته.یه مسافرت زنونس.11 نفر هستیم که میریم.2 تا مادر بزرگات - خاله سمیرا
-زنمو زری با 2 تا بچه هاش و زنمو فریده با 2 تا بچه هاش.برای عوض شدن روحیمون میریم.و قراره 4شنبه
پدر و 2تا عموهات و پدر خودم هم بیان. عزیزم از طرف پدرت پدر بزرگ نداری ولی ای کاش اونم تو جمعمون
بود.از این حرفا که بگزریم برای اولین بار قراره من همسری رو تنها بزارم برام سخته ولی همسری می گه
برو و سعی کن بهت خوش بگزره که وقتی برگشتی باید حسابی بچسبی به درست از همسری خیلی
ممنونم که شرایط و برای پیشرفت من فراهم می کنه.
عزیم با کلی عکس از اولین مسافرت شما بر می گردم.....دوسسسسسست داااااارم






حرفای مامان الی برای نیروانا
