این روزای من
سلا به دختر نازم که جات تو قلبم محفوظ.نیروانای مامان این روزها حس
عجیبی دارم و از اینکه مادر دو فرزند می شم خیلی خوشحالم و واقعا خدا رو
شکر میکنم که به من کمک کرد راه درست و انتخاب کنم.عزیز دلم تو هم یک
روز مثل من مادر می شی و حال خوب من و در آینده حس می کنی من تا قبل
از ازدواجم با پدرت برام مادر شدن و اینکه کسی به من مادر بگه یک حس
دست نیافتنی و سخت بود ولی الان در کمال ناباوری من قراره مادر 2 نفر
باشم.خداوندا از ته دل ممنونم که به من لیاقت مادری دو تا از فرشته هات و
دادی.
عروسکم از برنامه هام که با اومدن این فرشته کوپولو تو دلم که تغییر کرده می
خوام برات بگم.تا زمانی که خواهر یا برادر شما تو دل من مدرک لیسانسمو
می گیرم و سال بعد هم برای کارشناسی ارشد شرکت می کنم آخه سنی
ندارم و فقط 22 سالمه و دیر نمی شه.سر کار رفتنم هم موکول می شه به تیر
ماه 93 و در این صورت با این برنامه ریزی من هم به پیشرفت های شخصیم می
رسم و مامانم هم فعلا نزدیکم و کمک حالم.مامان جونم واقعا ممنونم که به من
کمک می کنی که پیشرفت کنم
.
راستی به امید خدا نی نی دوم اردیبهشت بدنیا میاد و من دوست داشتم برای نی نیمون یه پتو برای بیمارستانش بگیرم ولی جنسیت معلوم نیست پس من تصمیم گرفتم تا معلوم شدن جنسیت هر چی که میگیرم سبز رنگ باشه آخه هم به دختر میاد و هم به پسر
.
10 مهر وقت دکتر زنان دارم و دوست داشتم دکتر این نی نیمم دکتر تو باشه
خانم دکتر مرضیه شریفی که واقعا ازش راضی بودم.عزیزم فقط از خدا سالم
بودنش و می خوام و امیدوارم این روزای بدون هیچ مشکلی تموم بشه و من در
آینده با دیدن شما 2تا لذت ببرم و بخودم ببالم
.
هنز حلت تهوع ندارم و در واقع مثل زمان بارداری سر تو هستم عزیزم آخه سر
تو از آخر ماه 2 شروع شد و تا آخر ماه 4 ادامه داشت.فقط یک هفته است که
بشدت گرسنه می شم و مدام می خوام بخورم.
عزیزای دلم سلامتی شما آرزوی من...





این روزای من
