نیروانانیروانا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه سن داره
زندگی مشترکمانزندگی مشترکمان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

نیروانا و سانیار فرشته های زمینی من...

این روزای من

1392/7/2 12:46
362 بازدید
اشتراک گذاری

سلا به دختر نازم که جات تو قلبم محفوظ.نیروانای مامان این روزها حس

عجیبی دارم و از اینکه مادر دو فرزند می شم خیلی خوشحالم و واقعا خدا رو

شکر میکنم که به من کمک کرد راه درست و انتخاب کنم.عزیز دلم تو هم یک

روز مثل من مادر می شی و حال خوب من و در آینده حس می کنی من تا قبل

از ازدواجم با پدرت برام مادر شدن و اینکه کسی به من مادر بگه یک حس

دست نیافتنی و سخت بود ولی الان در کمال ناباوری من قراره مادر 2 نفر

باشم.خداوندا از ته دل ممنونم که به من لیاقت مادری دو تا از فرشته هات و

دادی.

عروسکم از برنامه هام که با اومدن این فرشته کوپولو تو دلم که تغییر کرده می

خوام برات بگم.تا زمانی که خواهر یا برادر شما تو دل من  مدرک لیسانسمو

می گیرم و سال بعد هم برای کارشناسی ارشد شرکت می کنم آخه سنی

ندارم و فقط 22 سالمه و دیر نمی شه.سر کار رفتنم هم موکول می شه به تیر

ماه 93 و در این صورت با این برنامه ریزی من هم به پیشرفت های شخصیم می

رسم و مامانم هم فعلا نزدیکم و کمک حالم.مامان جونم واقعا ممنونم که به من

کمک می کنی که پیشرفت کنمماچ.

راستی به امید خدا نی نی دوم اردیبهشت بدنیا میاد و من دوست داشتم برای نی نیمون یه پتو برای بیمارستانش بگیرم ولی جنسیت معلوم نیست پس من تصمیم گرفتم تا معلوم شدن جنسیت هر چی که میگیرم سبز رنگ باشه آخه هم به دختر میاد و هم به پسرچشمک.

10 مهر وقت دکتر زنان دارم و دوست داشتم دکتر این نی نیمم دکتر تو باشه

خانم دکتر مرضیه شریفی که واقعا ازش راضی بودم.عزیزم فقط از خدا سالم

بودنش و می خوام و امیدوارم این روزای بدون هیچ مشکلی تموم بشه و من در

آینده با دیدن شما 2تا لذت ببرم و بخودم ببالممژه.

هنز حلت تهوع ندارم و در واقع مثل زمان بارداری سر تو هستم عزیزم آخه سر

تو از آخر ماه 2 شروع شد و تا آخر ماه 4 ادامه داشت.فقط یک هفته است که

بشدت گرسنه می شم و مدام می خوام بخورم.

عزیزای دلم سلامتی شما آرزوی من...قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان زری
2 مهر 92 22:38
الی جون منم برات دعا میکنم که روزای بارداری به راحتی برات تموم بشه و هیچ سختی نکشی
هر دو تا فرشته ناز نازی رو از طرف من ببوس، اگه نتونستی فعلا نیروانا رو ببوس

مرسی عزیزم :-)

معصومه
3 مهر 92 18:18
عزیزم من از دیدن فرشته کوچولوت مسرور شدم و قشنگتر از اون اینکه حسابی ذوق مرگ شدم از کوچولوی توی دلت بووووووووووووووس

:-)

مامان هانیه
7 مهر 92 11:58
الی جون از فکرت بیرون نمیام امیدوارم این روزها رو به خوبی بگذورنی و نیروانای عزیزم هم باهات نهایت همکاری داشته باشه

مرسی عزیزم محبت داری :-)
مرجان مامان آران
7 مهر 92 15:07
خیلی خوشحال شدم عزیزمم
ایشالا توی درسات موفق باشی و همه چی روبه راه باشه و نی نی دومم صحیح و سالم بیاد بغلت

مرسی عزیزم از آرزویی که واسم داری.

مامان آوا
10 مهر 92 16:20
سلام مامانی نی نی خوبه نیروانا جونم چطوره بووووووووووووووووووووووس برای دختر گلمون و نی نی جون

سلام عزیزم.مرسی نیروانا خوبه.مرسی که به ما سر می زنی :-)