نیروانانیروانا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه سن داره
زندگی مشترکمانزندگی مشترکمان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

نیروانا و سانیار فرشته های زمینی من...

کارهای جدید پرنسسم

1392/7/14 18:02
371 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر نازم عزیز دلم که وجودت تو خونه شده تمام زیبایی.عزیز دلم به

سرعت داری بزرگ می شی و من بی صبرانه منتطر روزی هستم که به من

مامان بگی.عزیز دلم خدا رو شکر حالت تهوع من با خوردن قرص ب6 کمتر شده

و سرماخوردگیمم رو به بهبودی و فقط تنها ناراحتیم بی جون بودنم خیلی

احساس ضعف می کنم.بحر حال عروسکم این روزها می گذره ومن در آینده با

وجود شما 2تا روزهای پر از شادی خواهم داشت به لطف خدا.

عروسک نازم امروز می خوام از کارهای جدیدت و اتفاقات جدید بگم.لبخند

عروسک من یاد گرفته با کمک وسایل مختلف راه بره عزیزم نمی دونی چقدر

ذوق می کنم.یاد گرفتی به صورت اتفاقی کلمه د یا دد رو زیاد می گی و مدام

وقتی می ریم بیرون از اول تا آخر داد می زنی و من عاشق این کارتم که صدات

تو خیابون می پیچهاز خود راضی.از وقتی که با کمک راه می ری خیلی خطری شدی و

سر از روی همه جا در میاری به طوری که انقد سعی کردی خودت و از تخت

بندازی که تختت و آوردیم پایینابرو.دختر نازم داری مستقل می شی و دوست

داری شیشت و خودت بگیری یا غذا یا میوت و خودت بخوریتعجب.عاشق آب

شدی و وقتی کسی به حمام میره دنبالش می ری که ببرتت حمامماچ.

عزیزم اینم چند تا عکس از شما:

فدات بشم که انقدر نازیماچ

در حال سقوط آزادوقت تمام

اینم تخت با حالت جدیدخواب

این هم مستقل شدن دخملیمتفکر

این هم سقوط شما از روی میز و قرار دادن کوسن برای جلوگیری از آسیب دیدن شماعینک

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان آوا
14 مهر 92 18:18
سلام مامانی خدارو شکر که بهتری بووووووووووووووووووووووووووس برای دخمل ناز

مرسی عزیزم

نگین مامان رادین
16 مهر 92 18:41
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم
روزت مبارک فرشته ی کوچولوی دوست داشتنی

مرسی خاله جون :-)