نیروانانیروانا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
زندگی مشترکمانزندگی مشترکمان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

نیروانا و سانیار فرشته های زمینی من...

خاطرات دومین مسافرت نیروانا

1392/7/14 18:13
373 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر نازم.عزیزتر از جونم.از مسافرت امروز برگشتیم خیلی خستم

عزیزم.

 می خوام از سفر گل دخترم

بگم.عروسک ایندفعه خیلی راحت تر بودی ولی فقط تنها مشکل این بود که

اشتهات خیلی کم شده بود و غذا نمی خوردیگریه.تمام روزو می گشتیم و خدا

رو شکر شما اذیت نمی کردی بلکه از بیرون رفتن لذت می بردی.عزیزم

رستوران که میرفتم مدام به همه می خندیدی و می خواستی بری بغل همه

فدات بشم که انقد اجتماعی هستیمژه.

عزیزم با قلب کوچیکی که داری منو ببخش زیاد شرایط روحی خوبی ندارم که

برات بیشتر بنویسم فقط به عشق تو عزیزکم چند خطی نوشتم که بگم تو

سخت ترین شرایط روحی هم از ثبت خاطراتت دست نمی کشم.لبخندقلب

بابام یعنی پدر بزرگ شم مدام میبردت بالا و عاشق این کار شده بودی و می خندیدینیشخند.

عروسک من عاشقانه خنده هات و دوست دارمماچ.

اینجا ابیانه بودیمبا کلی اسرار از این خانوم اجازه گرفتیم که با تو عکس بندازیم.قربونت برم که تعجب کردینگران.

عزیزم مدام بهت خیار می دادم خیلی دوست داشتی به لثه هات بکشیخوشمزه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مرجان مامان آران
30 شهریور 92 1:17
سلام عزیزم رسیدن بخیررررررر
همیشه به سفر خدارو شکر که خوب بود نیروانای خوشگلمم
وای جدیییییییییی میگییییی من دل سقطو نداشتممم
بابا نیروانا که خیلی از اران بهتره میتونیییییییی نگه داری
ولی بازم خودتون بهتر میدونید عزیزم
ایشالا هر کاری میکنید به خوبی تموم شه و خیالت راحت بشه

آره عزیزم سقطم سخته ولی واقعا آمادگیش و ندارم.

مریم
2 مهر 92 19:10
همیشه به گردش و شادی خانمی
عکسایه نیروانا عااااااااالی شده
مرسی بابت عکسایه قشنگتوووووووووون

مرسی عزیزم نظر لطفت