جشن دندونی
سلام عروسک نازم عزیز دلم. دخترم با وجود حال بدی که داشتم و استراحتی که دکتر تاکید کرده بود برات جشن دندونی گرفتم آخه دلم نیومد برای اولین مروارید عروسکم جشن نگیرم .ولی نیروانای مامان شب که مهمونا رفتن واقعا تا صبح اذیت شدم و کمر درد و دل درد داشتم با وجود اینکه پدر و خاله سمیرا از روز قبل مهمونی خیلی کمکم کردن.الن خدارو شکر خیلی بهترم و مدام استراحت می کنم. راستی دختر نازم تو 9 ماهگیت یا گرفتی بای بای کنی که مامان واسه این کارت میمیره و از همه مهم تر یاد گرفتی برای چند ثانیه بدون تکیه به جایی وایسی .عزیزم بی صبرانه منتطر راه رفتنتم. خب دخترم از این حرفا که بگذریم میریم سراغ عکسای دندونیت: عکس جشن دندونیت عزیزم که به مهمونا...













