نیروانانیروانا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
زندگی مشترکمانزندگی مشترکمان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

نیروانا و سانیار فرشته های زمینی من...

دردسرهای نیروانا و سانیار

سلام عزیزای دلم این روزها خیلی سخته و من گاهی اوقات واقعا کم میارم.از خدا می خوام زودتر این روزها بگذره. سانیار چند روز پیش دیدم یک خط با ناخنش از بالا تا پاییت سیاهی چشمش کشیده این اتفاق خیلی من و ترسوند و دقیقا این اتفاق روز تعطیل افتاد و من سریع سانیارو بردم بیمارستان فارابی چون جای دیگه چشم پزشک نبود و اونجا خدارو شکر گفتن به دیدش اسیب نرسیده و به من قطره دادن برای چشمت پسرم و گفتن فردا ببرش فوق تخصص چشم اطفال.خدارو شکر دکتر گفت چشمش اسیب ندیده و چون نوزاد چشم تا یک هفته ترمیم میشه.چشم شما پسرم ترمیم شد تو این ناراحتی من نیروانا سرمای شدیدی خورد و من نیروانارو بردم دکتر و کلی دارو بهش داد.نیروانای مامان هنوز سرماخوردگیت خوب نشده دا...
10 مرداد 1393

2 ماهگی سانیارم

سلام پسرکم.عزیز دلم.سانیارم 2 ماهگیت مبارک عزیزای دلم این ترم تابستون واحد ندادن بهم و  یک هفتس مامانتون رفته سر کار و من این روزها کمتر می تونم بیام اپ کنم. فقط بدونید با وجود اینکه دارم از بی خوابی میمیرم بازم برای ثبت خاطراتتون اومدم.پست بعدی جبران می کنم . عاشقتووووووووووووووووووووووووننننننننننننم . ...
25 تير 1393

16 ماهگی ملوسکم

نیروانای مامان دختر کوچولوی من 16 ماهگیت مبارک سلام کوچولوهای مامان.عزیزای دلم این چند روز که تمام روز کنارتونم خیلی خوبه و من از این فرصت استفاده کردم و وقت بیشتری براتون می زارم.درسته که تا 12 شب کار و رسیدگی به شمارو دارم   ولی خوب با تمام سختی هاش روزهای شیرینیه و با دیدن شما و کارهایی که انجام می دین و مامان از خنده از دستتون میمیره . سانیارم پسر کوچولوی مامان این روزا نیروانا بیشتر میاد پیشت و مدام بوست می کنه و می گه بزارش رو پای من و تا من این کارو می کنم میگه عکس بگیر .نیروانا صبح تا از خواب بیدار می شه اول میگه دادایی از بیرون میاد میگه دادایی شب میخواد بخوابه میگه دادایی پسرم یه جورایی خواهرت دیگه تو این خونه ...
17 تير 1393

امتحانای مامان تموم شد

سلام کوچولوهای من خبر خوب اینه که امتحانای من تموم شد بعد 2 هفته و مامان بلاخره می تونه یه نفس راحت بکشه .عزیزای من تو این امتحاناتم اصلا نتونستم زیاد به شماها برسم ولی الان تا شروع ترم تایستون که 20 روز وقت دارم می خوام براتون کلی وقت بزارم . سانیارم خبر خوب دیگه اینه که شما حلقه ختنت افتاد و الان خوبه خوبی .پسرم خیلی زود داره زمان می گذره خیلی شیرین شدی صداهای حلقی در میاری کلی دست و پا می زنی و میخندی تازه کلی هم تلاش می کنی که بغلتی . از عروسک نازم بگم که عاشق کار کردن و کمک حال مامان تازه دخترم انقدر با محبتی که نگو .عروسکم عاشق داداشیتی و مدام سرشو میای بوس می کنی و وقتی میای نزدیک سانیار اون هم با دقت نگات می کنه.عروسکم ...
8 تير 1393

برای عروسک هام

شکسپیر گفت: من همیشه خوشحالم میدانید چرا؟ برای اینکه از هیچ کس برای چیزی انتظار ندارم انتظارات همیشه صدمه زننده هستند... زندگی کوتاه است... پس به زندگی ات عشق بورز... خوشحال باش...ولبخندبزن...فقط برای خودت زندگی کن و... قبل از اینکه صحبت کنی گوش کن قبل از اینکه بنویسی فکر کن قبل از اینکه خرج کنی درامد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی احساس کن قبل از تنفر عشق بورز زندگی این است...احساسش کن و زندگی کن و لذت ببر... ...
1 تير 1393

1 ماهگیه پسملیم

سلام عزیزای دل مامان اول از همه 1 ماهگیت سانیارم مبارک. عزیزای دل مامان این روزا زیاد حال خوبی ندارم نمی خوام ناشکری کنم بلکه همیشه خدارو شاکرم. خیلی این روزا روم فشاره عزیزای من داشتن شما با هم خیلی شیرین ولی واقعا سختیای خودشم داره.سانیار  دیروز برای چک یک ماهگیت بردمت پیش دکترت و خدا رو شکر دکتر گفت همه رشدت خوب بوده ولی دکتر گفت پوستت اگزما شده که من خیلی ناراحت شدم آوخه عزیزای من کلا من یک مقدار حساسیتم زیاده رو مریضی های شما دکتر بهت شامپوی مخصوص و 2تا کرم داد تا هر چه زودتر خوب بشی. عزیزای من در تمام طول روز واقعا وقتی برای خودم ندارم و همه کاره من شده رسیدگی به شما 2تا و کارهای خونه تو این وضعیت نیروانا د...
25 خرداد 1393