نیروانانیروانا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره
سانیارسانیار، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه سن داره
زندگی مشترکمانزندگی مشترکمان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

نیروانا و سانیار فرشته های زمینی من...

دندون بالا در اومد

سلام دختر نازم.عزیز دلم که این روزا بخاطر امتحاناتم نمی تونم زیاد بهت برسم.عروسک مامان روز به روز داری بزرگتر می شی و کارای جدید یاد می گیری.الان که تو ماه 11 هستی همه کارات جلوتر از سنت و من همیشه بهت افتخار می کنم.تو این ماه دیگه کاملا راه میری و حتی الن داری تمرین می کنی برای دویدن.بازی جدید یاد گرفتی اینکه مدام فرار می کنی از دستمون و می خوای ما هم بیام دنبالت و بگیریمت و شما هم ریسه بری از خنده.لجبازی و زور گفتنم یاد گرفتی وقتی می خوای بغلت کنیم مدام پاهات و می کوبی به پاهای ما و وقتی چیزی و می خوای دستو پات و به معنای اعتراض می کوبی زمین.این روزا عاشق موبایل شدی و موبایل که ببینی بی خیال نمی شی.راستی عاشق سر خوردن رو سرامیک هم هستی.از...
18 فروردين 1393

13 ماهگی عروسکم

سلام عروسک من اول از همه 13 ماهگیت مبارک . دختر عزیزم ببخش که مامان وقت نکرد زودتر بیاد و این پست و برات بزاره.تا همین امروز درگیر تحقیق های دانشگاهم بودم . عروسک مامان دوست دارم اول از تولدت بگم که خودت مجلس و تو دستت گرفته بودی و نیم ساعت خودت تنهایی رقصیدی طوری که مهمونات همه تعجب کرده بودن.عزیز دلم اصلا خجالتی نیستی و خیلی اجتماعی هستی و سریع با همه اخت می شی.عروسکم روز تولدت با نگاه کردن بهت همش بغض داشتم و باورم نمی شد که این دختر کوچولو که می رقصه دختر من که یک ساله شده .عزیز دلم خدا رو شاکرم که تو فرشته ناز و سالم و به من داد و با اومدن تو من مادر شدم.عزیزم امیدوارم هر سال تاریخ تولدت یعنی 17 اسفند کنار هم باشیم و سال ها...
18 فروردين 1393

روزهای سخت

سلام عروسک نازم.دختر عزیزم نتونستم بیام برات پست جدید از تولدت و اتاق تو و سانیار بزارم و از کارای نازت.گربه ی مامان وارد سال 93 شدیم و  روزهای تعطیلی فروردین انقد سرمون شلوغ که وقتی برامون نمیمونه.عزیز دلم الان من 32 هفتمه و چیزی به دیدار ما با سانیار نمونده.ولی دخترم اصلا حالم خوب نیست این روزهای آخر بارداری فشار زیادی به بدنم میاد.هفته دیگه سونو میرم و با کلی عکس و خبر برات میام و یه پست جدید میزارم.دوست دارم نفس مامان   ...
10 فروردين 1393

خبرهای خوب وبد

سلام عروسک نازم میدونم این روزا اصلا وقت نمی کنم بیام برات پست بزارم ولی بدون شرایطی که پیش اومده اجازه نمی ده.دختر نازم اول از همه بگم که من 8 روز که به شدت سرما خوردم و از شانس بد من این سرماخوردگی زمانی اتفاق افتاده که من 2 تا امتحان داشتم و هوا بشدت آلوده شده بیشتر از خودم نگران سانیارم خیلی براش آلودگی بده و من دومین باره که تو بارداریم سرما می خورم. .عزیزم بدتر از همه اینا اینه که شما هم 3 روز که سرماخوردی و حالت خوب نیست عزیزم از خدا خواستم که هر چه سریع تر خوب بشی آخه این سومین باره که تو زمستون سرما می خوری .دختر نازم با وجود حال بدم و بارداریم سعی می کنم بهت برسم 3 شبه که خواب نداری و من هم پا به پات بیدارم همه اینها برام تحملش&nb...
11 اسفند 1392

10 ماهگی

سلام یدونه دختر مامان گل خونم .عزیز دلم اول از همه 10 ماهگیت مبارک ... دختر زرنگم نازم انقدر پشت کار داری که کاملا دیگه راه می ری و من هر جا میریم از ترس اینکه چشم نخوری سنت و بیشتر می گم .آفرین به دختر زرنگم که این پشت کارت و زرنگیت به خودم رفته . عزیز دلم از سرما خوردگی بگم که هنوز نه من و نه شما و نه پدرت کامل خوب نشدیم و با این هوای بدم انتظار دیگه ای نمی شه داشت. . الان خبر بد دیگه اینه که هنوز کامل سرماخوردگیت خوب نشده داری دندون در میاری و لثت به شدت باد کرده و شما بی تابی .شب تو خواب داد می زنی و گریه و من باید تا صبح چند بار از خواب بیدار بشم و رو پا بزارمت تا بخوابی و آروم بشی.فقط از خدا می خوام با این حال بد و...
11 اسفند 1392

مریضی عروسکم

سلام عروسک نازم.عزیز دلم روزای خیلی بدی و من به شدت روحیم و از دست دادم و انگیزه هیچ کاری رو ندارم.یک هفته چیش شما مریض شدی و اسهال استفراق داری الان هفت روز می گذره و شما تبت قطع شده و استفراقم یک روزه که نداشتی ولی هنوز اسهال داری تو این هفت روز 3 بار دکتر بردمت و یک بار بیمارستان بردمت که سرم بهت وصل کردن و کار من این چند روز گریه و حرص و جوش بود و کلا خودم و سانیارو فراموش کردم.عزیزم دکتر دیروز گفت 10 روز دیگه زمان می بره تا بهبودیت فقط امیدوارم زودتر خوب بشی.انقدر ضعیف و لاغر شدی که دلم نیومد عکستو بزارم.راستی عزیزم من الان تو هفته 26 بارداری هستم و فقط امیدوارم این 13 هفته باقی مونده هم به خوبی بگذره و شما هم دوباره بشی وروجک من. ...
11 اسفند 1392